خرید بک لینک

شب و شاعر
نیمة شب، سرد و ساکت، ماهتاب
شهر خفته، خانه خلوت، وقت خواب
جیرجیرِ جیرجیرکها به گوش
جای آوای نی و چنگ و رباب
کنج خانه، سخت تنها شاعری
در تلاطم با خودش، در التهاب
باز امشب با خیالی در کمند
یک قلم، یک مشت کاغذ، یک کتاب
باز مضمون، باز واژه، تا سحر
باز باید واژه واژه انتخاب
کوچه کوچه در سفر، با واژه ها
شانه شانه با خودش در پیچ و تاب
باز باید پنجه ها در پنجه با
آب و تاب و اضطراب و آفتاب
بار دیگر عشق و مستی در خیال
دستها در زلف و بر جام شراب
جای مجنون راهی دشت جنون
جای وامق از غم عذرا خراب
یکدم از وصل خیالی شادمان
ناگهان از رنج دوری در عذاب
جمله جمله هی نوشتن ، خط زدن
گاه با تردید و گاهی با شتاب
مایه از جان، از سر شب تا سحر
صبح روشن، یک ورق، یک شعر
ناب
شامِ شاعر صبح، او بی خواب و خور
عاشقان اما ز شعرش کامیاب
10/7/84
آذین

مصداق شعر بالا این شعر از دوست گرانقدرم جناب آقای ابراهیمی(کویر) است:


غمت ربوده ز چشم دوباره خواب امشب
شد این جزیره خشکیده غرق آب امشب
سپید گشت مرا چشم در سیاهی شب
نیامدی که نیاید به دیده خواب امشب
علاج درد درون مرا نخواهد کرد
دراین زمانه مگر جرعه ای شراب امشب
چه شد که هیچ کسم جرعه ای نمی بخشد
از آن شراب که سازد مرا خراب امشب
لبت به بوسه گرفتم بیا و باز ستان
که در معامله گردیم بی حساب امشب
مقابل تو نشستن سعادت است مرا
که بهره می برم از نور ماهتاب امشب
به حقت ای گل زیبا دعای خیر کنم
خدا کند که شود جمله مستجاب امشب
بر ان سرم که بخوانم ز در چو باز ایی
به شوق سوره القدر از کتاب امشب

برچسب: نویسنده: نگار باقریان تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 9:08

صفحه بندی