شعر طنز آفرینش
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:08
شعر طنز آفرینش چرا لختم اگر باشد به لجبازی بناتاندلیل محکمی دارم براتانکه دیگر عیب یا ایراد بیجانگیرید این همه از پوشش مامرا روزی که یزدان آفریدهز حکمت لخت و عریان آفریده خدا من را اگر پوشیده میخواستمیان پشم و پَر، پیچیده میخواست، مگر آیا برایش فرق میکرد؟، بجای بنده میمون خلق میکردفضولی بیش ازین در ...
شعر مسلمانی
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:08
«مسلمانان مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بود»دلی سرشار عشق و مهربانیپر از شوق و امید امید زندگانیچو باران صاف و پاک و باصفا بودبری از حیله و مکر و ریا بودهمیشه هر کجا همراه و همرازبه روز حادثه همواره دمسازشما، آری شما، آن را به یغماز من دزدیده و کردیدش اغوانمیدانم که با آن دل چه کردیدچگونه ...
شعر نیمایی
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:08
شهر آرزودل من سخت در اینجا تنگ است.گِله ام البته از سنگ و گِل و آهن نیستگله از آدمکانی است که در سینه بجای دل و عشق،سنگ و آهن دارند.در تو من زاده شدم.میشناسم همه ی مردم را،همه را اسم به اسم.ولی افسوس و دریغ،من در این شهر چه تنها، چه غریب!گله از آدمکانی است که آدم را در،یک سر و یک بدن و خواب و خورا...
داستان عرفان
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:08
درچه مبارک سحری![1] اشاره: از نوجوانی، هنگامی که با حافظ و شعرهای او مأنوس شدم با هر بار خواندن سرآغاز یکی از غزلهای مشهور این سرایندة نامور: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدندگل آدم بسرشتند و به پیمانه زدندهماره با خود چنین میاندیشیدم از رخداد سادهای که در مصرع نخست روایت شده(زدن در میخانه) تا رخدا...
شب و شاعر
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:08
شب و شاعرنیمة شب، سرد و ساکت، ماهتاب شهر خفته، خانه خلوت، وقت خواب جیرجیرِ جیرجیرکها به گوشجای آوای نی و چنگ و ربابکنج خانه، سخت تنها شاعری در تلاطم با خودش، در التهابباز امشب با خیالی در کمندیک قلم، یک مشت کاغذ، یک کتاب باز مضمون، باز واژه، تا سحر باز باید واژه واژه انتخاب کوچه کوچه در سفر، با واژه...
شعر آزاد
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:08
نیروی عشقبگذارید بگوییم از عشقبگذارید بخوانیم از عشقبگذارید که عاشق بشویمزندگی مردن نیستزندگی بودن و عاشق شدن استمردن آن است که عاشق نشویمآدم و عشق بهم زاده شدندآنچه را هدیه به ما داده خداحق ندارید بگیرید از مااین چه شهری است که در آن عاشقاز عیان کردن احساس خودش محروم استدر نگاه غرض آلوده و مسموم شم...
هوش طبیعی و هوش مصنوعی
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 9:08
هوش طبیعی و هوش مصنوعی هوش طبیعی و هوش مصنوعیفرق هوش طبیعی ومصنوعیاز هوش مصنوعی خواستم نام چند نفر از همکلاسیهای ارمنی دوره دبیرستان مرا بگوید. با همه تقلب هایی که به او رساندم نتوانست. بعد هم طفلکی کمی درد دل کرد: «که من احساس ندارم، حافظه ندارم و . . .و خلاصه وام کنید.»از هوش طبیعی خودم پرسیدم. ...
طنز شمیم عشق
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 5:31
شميم عشقنمايشنامة كوتاه طنز/ در يك پرده(اخطار: تماشاي اين نمايش براي افراد زير 20 سال ممنوع و براي افراد 20 تا 50 سال توصيه نميشود)محمود سلطاني آذينشب- داخلي – درون يك خانهمرد وارد خانه ميشود. زن با آرايش تقريباً غليظي كه دارد بهاستقبال مرد ميآيد. احوالپرسي مختصري صورت ميگيرد. هر دو روبروي ورودي يكي...
شیر شهرک
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 5:31
داستان کوتاه طنزشیرِ شهرک محمود سلطانی آذین"ممدلی ننه عصمت" گاو پیشانی سفید محل است. از خط و خطوط غلط و غلوط توی چهرهاش هم میشود فهمید که او چه اعجوبهای است. نصف بیشتر عمرش صرف دعوا و درگیری و کلاهگذاری و کلاهبرداری شده است. بگفته خودش، بیشتر لباسهایش در جریان دعوا و درگیری پاره پوره شده است. از آن ...
خوش بحال گرگها
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 5:31
خوش به حال گرگها / محمود سلطانیاز آثار برگزیده و شایسته تقدیر جشنواره فرهنگی هنری محیط بان - ۱۴۰۳ - خرداد ماه. تهران. سازمان حفاظت محیط زیست پارک ملی کلاه قاضی. مهر ماه سال 1380. روز پنج شنبة آخر ماه. نزدیک غروب. هوا کم کم داشت خنک میشد. صدای زوزة بادهای پاییزی در برخورد با صخرهها و ارتفاعات، تنها ص...
طنز انتخاباتی
-
تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 1:42
کنکاشی در پروندۀ عملکردی و بیلان کار یکی از کاندیداهای مجلس که نخواست نامش فاش شود!این، بلاست یا نامزد نمایندگی؟![*]چند وقتی بود آقای میانسال و موقر و مهربانی در شهر ما پیدایش شده بود. آری پیدا شده بود. چون پیش از آن، چشم کسی به جمال این آقا در این شهر روشن نشده بود. این آقای میانسال و مهربان، هفتهx...
مثنوی زاینده بود
-
تاریخ: 1402/12/6 ساعت: 17:26
زاینده بودزاینده بودبه عصری که شد ادعا اصفهاننمــاد ترقی شده در جهانچنان خشك شد آب زاينده رودكه مانند آن، ديده ناديده بود کف رود ، با تابش آفتــاب همه خاک بود و غبار و سرابنه آبی به دشت و به هامون رسیدنه کس آه و فریاد دهقان شنید تلاشی اگر بود ، شد صرف شهرجهان شد به کام کشاورز ، زهرروان های مردم هم ا...
درباره جبار باغچه بان
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 2:39
تلخxadطنزی از زندگی بنیانگزار آموزش ناشنوایان ایرانبرشی تلخ و شیرین از زندگانی جبار باغچهxadبان[1]محمود سلطانی آذین«میرزا جبار عسکرزاده» مشهور به «جبار باغچهxadبان»، بنیانگزار آموزش ناشنوایان ایران ( 1264 ارمنستان ـ 1345 ایران)، از جمله چهرهxadهایی است که زندگانی سراسر خلاقیت همراه با رنج و تلاش او ...
داستان
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 2:39
داستانسنگین باش، رنگین باش[1]محمود سلطانیمدتها بود که خانم ملک یکریز نق میxadزد به جان آقا. آقا هم کَکَش نمیxadگزید. این نق زدنها کم کم شد نق و نوق. آقای ملک هم بیxadمحلی. نق و نوقxadها تبدیل شد به غُر، باز هم بیxadخیالی. غُر تبدیل شد به غُر و لُند، آقا باز هم به روی خود نیاورد. غر و لند هم نتوانست ...
غزل قصیده / حسرت دیدار
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 2:39
حسرت دیدارغم نیست اگر در غمت ای یار بسوزیمدر آتش عشق تو سبکبار بسوزیمزان شب که تو را دیده و صد دل به تو بستیم هر لحظه به یاد تو دو صد بار بسوزیم از روز ازل گردش ایام بر این گشتتا شام ابد با تو وفادار بسوزیم در کورة هجران تن و جان را بگدازیمدر آرزوی وصل تو ناچار بسوزیمکو اهل دلی، همنفسی، محرم رازی؟دا...
عاشقانه های آذین
-
تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 11:26
مرا دریابمرا که خسته از سنگ و گِل و خاکممرا که ماندهxadام حیران و سرگردانمیان تودهxadهایی هولناک از آهن و آدمهمه از سنگ، همه از خاکمرا دریاب ای دریاکه همچون من گریزانی ز جنس خاکمرا دریاب که میxadخواهم در آغوش تو گردم اب مرا در خویش جاری کنمرا هم از خودت پندارامانتxadدار خوبی باشمرا دست کسی مسپار Adb...
عاشقانه ها
-
تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 11:26
دعوتبه چشم منِ خسته از جسم خاکچه حال خوشی دارد این آب پاک!گهی همچو من سرد و خاموش و خوابگهی تند و جوشان و پرالتهابخوشا حال آن کس که بی های و هودل و جان سپارد به دریا چو قوبرآنم که ما نیز فرجام کارکه ما را سرآمد دگر روزگارشبانگه چو دریا که بیxadادعااجابت کند دعوت ماه رامن و تو همآغوش، دریای هم شویم و...
مقاله درباره روزنامه نگاری
-
تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 23:36
للااللامان از مقامات ناآگاه و ناتوانباز هم توهین و تهدید خبرنگارتجربه نشان داده و همچنان دارد نشان میxadدهد(متأسفانه) که در کشور ما و در شرایط کنونی، شغلی نان و آبدارتر و در عینxadحال سادهxadتر و بهتر از داشتن مقام و موقعیت اداری و اجرایی نیست. هر چه هم بالاتر، بهتر. جایی که دیگر دست مردم به آدم نرس...
داستانک طنز
-
تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 23:36
عمّة قانونمدار«قلعه ابراهیم سفلا» تا چندین سال پیش ده خوبی بود. مردمش همدل و همراه و باصفا. آّبش آب زلال چشمه. هوایش آبی و پاک. خاکش زرخیز. باغهایش سبز و شاداب. جوری که در منطقهxadای بزرگ و چشمxadنواز و روحxadبخش. این ده مانند نگینی سبز در دل دشت و دمن میxadدرخشید. این ده میxadتوانست خوب و باصفا باش...
مقاله درباره توهین به خبرنگاران
-
تاریخ: 1402/5/24 ساعت: 13:06
از روزنامه رویداد امروز دوشنبه ۱۶ امرداد ۱۴۰۲ به مناسبت روز خبرنگارامان از مقامات ناآگاه و ناتوانباز هم توهین و تهدید خبرنگارمحمود سلطانی تجربه نشان داده و همچنان دارد نشان میدهد(متأسفانه) که در کشور ما و در شرایط کنونی، شغلی نان و آبدارتر و در عینحال سادهتر و بهتر از داشتن مقام و موقعیت اداری و اجر...