خرید بک لینک

حــاجـی

آمد اما حال او، چون حال حاجی ها نبود

روی پا اِستاده بود اما چنان سرپا نبود

کاملاً زِهوار او از بیخ و بُن در رفته بود

بیxadتعارف جای هیچ اِنکار یا حاشا نبود
لُپ همان لُپ بود اما کاملاً تُو رفته بود

لَب همان لَب بود اما آنچنان گویا نبود
با وجود آنکه نامش بود حاج احمدرضا

ذرّه ای نور رضا در چهره اش پیدا نبود
برخلاف بارهای پیش، اعصابی نداشت

اَخم هایش کاملاً مسدود، یعنی وا نبود
ریش او تا روی سینه ، کَلّهxadاش مثل کدو

بدتر از او، در تمام شاخ آفریقا نبود
خواستم با اندکی شوخی به حالش آورم

دیدم اما جای شوخی آن زمان اصلا نبود

کم کم او آمد به حرف و ماجرا را شرح داد

ماجراهایی که مانندش در این دنیا نبود

گفت: ما را قسمت حج، بیست سال پیش بود

نوبتم امسال گشته، قسمتم حالا نبود

آن زمان من شصت و نُه نامرد را بودم حریف

مثل حالا پشت و پیشم ناقص و دولّا نبود

این سفر با این جماعت، پاک حالم را گرفت

گرچه از اول هم اوضاع جهان با ما نبود

گفت آنجا روز و شب بودیم در سعی و تلاش

پیش ما چیزی بجز دنیا و مافیها نبود

حق، فقط نوشابه بود و سیب و موز و پرتقال

حرف حقِ دیگری آنجا به آن معنا نبود

گر صفایی بود، هنگام ناهار و شام بود

باصفاتر میxadشد البته ، اگر گرما نبود

بر سر میز غذا گفتم گلویی تر کنم

شیشه نوشابهxadام ، لیوان یخ حتّا نبود

عاقبت هم موز من را یک نفر کِش رفت و خورد

او کسی غیر از عیال مشهدی یحیا نبود

گفت: بودم یاد هر چیزی بجز یاد خدا

یا من اینجا مانده بودم، یا خدا آنجا نبود

هر کسی هر جا، برای ده نفر جا میxadگرفت

گرچه اصلاً هیچکس همراه آن بابا نبود

یک نفر هُل داد و پَرتم کرد هنگام نماز

هموطن بود، اهل شرق و غرب یا کوبا نبود

کار ما هنگام خوردن توی صف، توی نماز

غیر هُل دادن به یکدیگر و یا دعوا نبود

یک نفر هم شد گلاویز مدیر کاروان

چون برنج شام آن شب، عطری و چَمپا نبود

حیف، آنجا هر چه چشم انداختم حتی یکی

افسر و سرباز یا مأموری از ناجا نبود

در طواف کعبه، مردی بر سرم کوبید و رفت

با وجود این که آن کوبنده، نابینا نبود

چون کُلاه آنجا فراوان بود و ارزان، هیچکس

جز به فکر یک کلاه شرعی زیبا نبود

گفت اثاثم پیش چشمم بود تا یکشنبه شب

هر کجا را زیر و رو کردم ولی فردا، نبود

ساک و ماکم را بکُلّی دزد با خود برده بود

گرچه در آن چیزی از سامسونگ و توشیبا نبود

گفت آنجا هیچکس با دیگری فرقی نداشت

بنده هم قصدم فلان خانم و یا آقا نبود

روز آخر هم نمیxadشد داستان شیرین اگر

ماجرایی مثل تأخیر هواپیما نبود

چیزهای دیگری هم دیده بود آنجا ولی

چیزهایی که مجال گفتنش گویا نبود

من نمیxadدانم که با آن حالت و آن آب و تاب

راست بود او آنچه را میxadکرد عنوان، یا نبود

از بس اما او برائت جسته بود از مشرکین

بر زبانش غیر از « اَلموتَ لِآمریکا » نبود

غیر از این هر اتفاق دیگری افتاده بود

قابل پخش از صدا، یا طرح در سیما نبود

یک کلام او آنچه را همراه خود آورده بود

از برای ما بغیر از آنفلوآنزا نبود

یک نفر از حاضران هم بینهایت شُکر کرد

کاین سفر با این خصوصیت نصیب ما نبود

جای آن دارد که من اینجا نمایم اعتراف

این روایت جز دروغ محض، سرتاپا نبود

گفتم «آذین» پس ازین رو شکر یزدان بایدش

کاین سفر با این خصوصیت نصیب ما نبود

برچسب: نویسنده: نگار باقریان تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:47

صفحه بندی