خرید بک لینک

مهر مادر ، اختلاس پسر(*)

محمود سلطانی / آذین

خدایا

خودت میدونی که من با چه بدبختی و خون جگری این بچه را بزرگش کردم. خودت آگاهي که این بچه از وقتی خودش را شناخت، یا توی مدرسه بود، یا توی خونه، یا روزه بود، یا توی مسجد و پای روضه.

بارالها

خودت میدونی که من، چقدر نخوری کردم تا تونستم پول مدرسه و دانشگاهش را جفت و جور کنم. بمیرم الهی، خودش چقدر سختی کشید تا درسش را تموم کرد.

بزرگ هم که شد، قربونش بشم، همه چیزش بموقع: نمازش، روضهاش، روزهاش، طاعتش، ذکرش، تسبیحش، زیارتش. چقدر نجیب، سربزیر، زحمت کش، مردم دار؟!!!! هر کی هر جا مشکلش حل نمیشد، بچهام براش درست میکرد. قدمش خیر بود، قلمش، نفسش، همه چیزش خیر بود.

خدایا

خودت شاهد بودی که همة بر و بچههای فک و فامیل را دستشون را بند کرد. چند تا را توی ادارهجات، چند تا را توی بانک. چند تا را هم توی شرکتهایی که خودش درست کرده بود. الهی داغش را نبینم.

بچهام با چه شوق و ذوقی بچههاشو یکی یکی فرستاد خارج. چه جهیزیهای برا دخترش داد، چه ماشین بزرگی به دامادش داد!!!

بمیرم الهی، حالا که اول خوشیش بود، عوض اینکه قدرش را بدونند، گرفتند کردنش زندون.

الهی

مگه این بچه چکار کرده؟ قتل کرده؟ یا از دیوار خونة کسی بالا رفته؟ میدونم. بچهام را چشم زدند. الهی بترکه چشم حسود. الهی کور بشن.

الکی به بچهام وصله چسبوندن که حقوقِ "رُجومی" میگرفته، وام گرفته، شرکت درست کرده. خب زحمت هم خیلی کشیده. بیکار که نبوده. کنج خونهاش که نخوابیده و بگه برا من پول بیارید.

یا گفتهاند چه میدونم، " اِختباس" کرده. اختباس دیگه چه زهر ماريه؟ هر روز یه حرف تازهای را معلوم نیست از کجاشون در میآرند و مردم را گرفتار میکنند.!!! والله قدیمترها که این چیزها و این حرفها نبود. اصلاٌ اين اختباس، چی هست؟ حالا هر چی هم كه باشه، کرده که کرده.

اي خدا

یکی میخواد به اینهایی که بچة من را اسیر کردند بگه برید یه سری به بچهها و کس و کار خودتون بزنید ببینید چه کارها که نکردند و نمیکنند!!!!؟

آخه مگه شما خدا را نمیxadشناسید؟ بچة من از گل هم پاکتره. این وصلهها هم بهش نمیچسبه. خدا من را بکشه. اگه بچههاش که خارجند بفهمند باباشون زندونه چی؟

یکی نیست به اینها بگه اگه راست میگید برید اینهایی که گرونفروشی میکنند بگیرید. برید اینهایی که جیب مردم را میزنند بگیرید زندونیشون کنید، برید این معتادها را بگیرید. اصلاً برید مدیرای این مدرسههایی که روز روشن پول زور و غیرقانونی از مردم میگیرند را بگیرید زندونیشون کنید. آخه زورتون فقط به بچة من رسیده؟ این بیگناه؟ این معصوم؟ این زحمتکش؟ این مردم دار؟ نباشم الهی.

بار پروردگارا

تو را به چهارده معصوم قسم میدم همونطور که داداشش را آزاد کردی، اینم آزاد بشه. خودت میدونی که من طاقت این چیزا را ندارم.

خدایا

هر چه زودتر اینهایی که این وصله را به بچة من چسبوندن، الهی، الهی كه رسوا بشن و بسزای اعمالشون برسند. من هم یه آش، نذر امامزاده ابراهیم میکنم تا هر چه زودتر بچهام بیاد سرِ خونه و زندگی.

بحق محمد و آل محمد

(*) ـ از نيايشهاي شبانة مادر يك اختلاسگر

شهریور 98

چاپ شده در روزنامه اطلاعات – شماره 27386 سه شنبه 4/7/1398 – ضمیمه هنر و ادب – ص 7 با عنوان از نيايشهاي شبانة مادر يك اختلاسگر ، و با اندکی سانسور

برچسب: نویسنده: نگار باقریان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:33

صفحه بندی