سَرَک 1 در زندگی دیگران:
مجاز یا غیرمجاز؟
محمود سلطانی
1 کشیدن در زندگی خصوصی دیگران(مردم در زندگی مقامات، مقامات در زندگی مردم)، آیا مسأله این است؟ جامعهای درست کرده و در آن بسر میبریم با جمعیتی انبوه و در عین حال بیکار. بیکار، برای پرداختن به موضوعاتی که در ظاهر اهمیتی ندارند: فرزند فلان کس در آمریکا زندگی میکند. بهمان، کارت زندگی در آمریکا دارد. و تازهترین آن هم اینکه، دیگری از مقامهای مملکت، سیسمونی نوهاش(یا هر چه)، از تولیدات اجانب و در کشور همسایه خرید میشود.
موضوعاتی که، در میان انبوه مسایل و مشکلات کشور، نه وزنی باید داشته باشند و نه رنگی. پس چرا هر بار که نمونة کوچکی از خلوت زندگی مقامات آشکار میشود، خبر آن نقل محافل میشود و فضای عمومی کشور را فرا گرفته و گاهی هم آن را ملتهب میکند؟ مردم که براستی بیکار نیستند، چرا چنین میشود؟
واقعیت این است که واکنش مردم به اینگونه رخدادها پیام نهفتهای برای مقامات دارد که صد البته برای خودشان آشکار است اگر چه به روی مبارک نمیآورند. و گرنه آری، زندگی خصوصی هر کسی، فارغ از هر جایگاه اجتماعی که دارد، مختص خود اوست.
در شرایطی که مقامات کشور شعارها و ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده، بیشتر و پیشتر از کار مملکتداری و مدیریت امور جاری و مهم کشور، به تک تک مردم و کار و رفتار و همه چیز و همه کس آنان، نه تنها کار دارند بلکه، گیر میدهند و حتی برخورد میکنند، چطور مردم نباید یا نمیتوانند کارهای مغایر با ادعاهای مقامات را «زیر نظر» داشته باشند؟ آری، فقط زیر نظر داشته باشند، و حساسیت نشان بدهند؟! مردمی که هیچ ادعایی بیش از آنچه مینمایند ندارند، اگر هم داشته باشند تریبونی ندارند که شعار بدهند یا ادعا کنند. مردمی که خطای سهوی یا عمدی آنان به حساب دین و مملکت نوشته نخواهد شد. مردمی که جز دیدن، چند روزی نقل کردن و فراموش کردن اینگونه رخدادها کار دیگری از دستشان برنمیآید.
باید از مقامات پرسید که آیا شمایان چنانکه مینمایید، هستید؟ چرا بهمحض اینکه یکی از اعضای خانوادة شما هم دستهگلی به آب داد، او را متهم به اختلال روانی یا سرپیچی از فرمان میکنید، نظام و دین و را سپر بلا قرار میدهید، مردم را عامل بیگانه و دشمن انقلاب مینامید، حتی انقلاب را در خطر میبینید تا خود همچنان علیهالسلام بمانید؟ نمونهها یکی دوتا نیست.
هان، البته مردم، مردمی که به گواهی آمار و ارقام خودتان دشوارترین شرایط اقتصادی و معیشتی را( نسبت به قرون و اعصار گذشته و همچنین در مقایسه با دیگر مردمان جهان) تجربه و تحمل میکنند هشیارند. جلوی جریان دانایی و گردش اطلاعات را هم نمیشود گرفت.
پس شما هم هشیار باشید. بخود بیایید. با خود و مردم روراست باشید. طوری زندگی کنید که اگر روزی زوایایی از آن آشکار شد این همه در تکاپو نیفتید. ذهن مردم را اشغال و ویران نکنید. وقت مردم و دارایی مملکت را به باد ندهید.
سرمقاله روزنامه رویداد امروز. یکشنبه. ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
برچسب:
نویسنده: نگار باقریان