خرید بک لینک

نثر طنز

پیچش دست 1 است

1ً ما خودمان 1[1]

محمود سلطانی آذین

جلّ الخالق! در رویارویی با مشکلات متعدده و متنوعه، پاک کردن صورت مسئله را از جانب بعضی کسان دیده و شنیده بودیم اما، دستکاری استاندردها و معیارxadها را نه.

اشارة ما همانا به بیانات یکی از وزرای اعظم مدیران اعلم است که چون راهکاری برای کاهش آلودگی هوا نیافته و از طرفی نگران تعطیلات پی در پی ناشی از این پدیده در مدارس شده، چنین افاضت فرمودهxadند که(قریب به مضمون): « بابا، اینقد استاندارد استاندارد نکنید. استانداردهای جهانی توی سر خودشان بخوره. استاندارد که چیزی نیس، یه عدده. یعنی ما اینقدر ناتوانیم که نتونیم استاندارد باب میل خودمون درست کنیم؟ درست میxadکنیم. اصلا ما خودمان استانداردیم و .. . ». مراد ایشان چنین بوده که شاخصxadها یا استانداردهای جهانی مربوط به آلودگی هوا را جوری تغییر میxadدهیم که هیچ روزی در مملکت ما آلوده نباشد(اگر باشد بنیxadآدم نباشد) و هیچ کجا هم بخاطر آلودگی تعطیل نشود. واقعاً چه بهتر از این؟

اگر چنین بشود و استانداردهای مورد نظر خودمان در بارة آلودگی هوا را اعمال کنیم و حتی آن را به دیگر موضوعات مهم و دست و پاگیر هم تعمیم دهیم، قطار پیشرفت مملکت با یک جهش تَرک ریل فرموده، هواپیما خواهد شد( بهxadفضل الهی)! لطفاً کسی هم آیة یاس نخواند. نگوید نمیxadتوانیم. میxadتوانیم.

واقعیت این که در حال حاضر استانداردهای زیادی در کشور داریم که هم دست و پاگیرند، هم واقعاً تنشان برای تغییر میxadخارد. چارة کار هم، اجرای همین طرح بدیع «ما خودمان استانداردیم» است. با پس و پیش کردن چند تا عدد براحتی میxadشود از شرّ مشکلات کشور خلاصی یافت.

برای نمونه ما در اینجا چند استاندارد واجبxadالتغییر و دارای اولویت را برای آغاز و ادامة طرح مزبور فهرست میxadکنیم. پیشاپیش هم ضمانت میxadکنیم که اگر این پیشنهادها عملیاتی شود دیگر هیچکس در این کشور آرزوی مردن و رفتن به بهشت را نخواهد داشت. زیرا که شرایط زندگیمان، بیش از پیش به بهشت برین پهلو خواهد زد.

1ـ سن ازدواج: با افزایش حداقل سن ازدواج به 55 سال، تمام کسانی که به سن ازدواج رسیدهxadاند متأهل خواهند بود. بادا بادا مبارک بادا.

2ـ سن اشتغال به کار: اگر حد اقل سن اشتغال به کار افراد جوباب کار چهل سال و بیشتر تعیین شود، مثل توپ در دنیا صدا خواهد کرد که تمام کسانی که در این مملکت و در سن اشتغال قرار دارند، کار هم دارند. این، یعنی بیکاری بی بیکاری. صفر یا نزدیک به صفر. کجای جهان چنین اقدام مهمی صورت گرفته است؟

3ـ دمای بدن: با تغییر دمای طبیعی بدن بین 30 تا 41 درجه، یکمرتبه مراکز پزشکی تخلیه خواهد شد چون با این شاخص، احدالناسی نه دچار لرز خواهد بود نه تب. در نتیجه هم شاخص سلامت تشریف میxadبرد بالا، هم هزینهxadهای درمان صفر میxadشود. مردم هم بیxadخیال، به کار و زندگی خودشان میxadرسند. کادر درمان هم شروع خواهند کرد به نفس راحت کشیدن.

4ـ خط فقر: امان از این خط کوفتی. خط فقر اگر یک میلیون تومان در ماه در نظر گرفته شود، دیگر کسی در زیر این خط دیده نخواهد شد. به دنیا میxadشود اعلام کرد که هیچ یک از آحاد این کشور در زیر خط فقر زندگی نمیxadکنند. چه شود؟!

5ـ افزایش حقوق و دستمزد: اختیار سال خودمان را که داریم. هر فصل را یک ماه حساب میxadکنیم. بدین ترتیب، عملاً حقوق ماهانة شاغلان سه برابر خواهد شد بدون پیامدهای ناجور اقتصادی و تحمیل بار مالی به کارفرمایان عمومی و خصوصی. بشارت بر به کوی مزدگیران.

6ـ اعتبار بخشی به واحد پول: هر یک ریال را هزار تومان و بیشتر ارزشxadگزاری کنیم و کیفش را ببریم. رونق اقتصادی با پول ملی. بر این مژده گر جان فشانم رواست.

7ـ شاخص سواد: چنانچه شاخص اصلی سواد رجال سیاسی، داشتن گواهی پایان تحصیلات ابتدایی تثبیت شود، آنگاه هر که را هر جا ببینی در واقع یک رجل سیاسی است. بدین ترتیب، هم مشکل قحطxadالرجال مملکت حل خواهد شد هم این که رجال مملکت مجبور نیستند برای گرفتن عنوان دکترا، اینقدر خود را به آب و آتش بزنند.

8ـ کیکxadخواری: اسم کوههای کشور را بگذاریم کیک. در آن صورت هر کس کوهی را تراشید و خورد، در واقع کیک خورده است. خب بخورد.

9ـ نوسازی ناوگان هوایی: عمر قطعات مورد استفاده در هواپیماها اگر بجای مثلاً هزار ساعت اگر بشود هزار روز یا هزار ماه، یکباره ناوگان هواپیمایی کشور روزآمد شده و تا چندین سال دیگر نیاز به واردات قطعه نخواهیم بود.

10ـ صرفهxadجویی در مصرف کاغذ و پلاستیک: قرارمان این باشد که مقصود از «یکبار مصرف» همان «یکصد بار مصرف» است که صفرهایش برداشته شده است. بدینxadترتیب حجم پسماندهای تولیدی کشور بهxadمیزان چشمگیری کاهش خواهد یافت. این یعنی جلوگیری از آلودگی محیطxadزیست.

11ـ استکبار ستیزی: برای تحقق این آرمان هم بهتر است یک کشور کوچولو و دورافتاده در پشت کوههای آنطرف دنیا را انتخاب کنیم. اسمش را بگذاریم آمریکا یا استکبار جهانی. ده بیست نفز از بر و بچ را هم بفرستیم آنجا تا در چند ثانیه آن را قلیه و قرمه کرده و قورتش بدهند. بعد هم لبخند پیروزی.

12ـ سالهای نکو: حسابش را بکنید اگر روی تقویمی که هر سال چاپ میxadشود بنویسیم «سالنامه 1358». آنگاه خواهیم دید که همة مردم، شادمان از پیروزی انقلاب شکوهمند، همه همدل، همه همراه، همه متحد، همه بااخلاق، همه باانصاف. قیمتxadها ثابت. نه جنگی، نه انفجاری، نه تحریمی، نه دشمنی، نه هیچ چیز. اعصاب و روان همة مردم و مسؤلان سرجاش. همه امیدوار به فردا و فرداهای آنچنانی که وعدهxadاش را دادند. به به.

ملاحظه کردید که بنا به پیشنهاد فقط یکی از وزیران اعظم و مقامات اعلم، چگونه با اندک تغییراتی در استانداردها میxadشود مشکلات مملکت را حل کرد؟! حتی شاخصxadهای وکالت و وزارت را؟ وای اگر همة این چشمة فکر این مقامات محترم جوشان شود! پس پیش به سوی تغییر استانداردها. بنده هم دعاگو خواهم بود.

ÕÕÕÕÕ

همین الآن کسی نهیبمان زد که: «هان سیاهی، کیستی و کجای کاری؟ کمی بکوش که صاحبxadخبر شوی. تغییر استانداردها و معیارها خیلی وقت است که در دستور کار اولیای امور قرار دارد و اعمال میxadشود، خوب هم جواب داده. حتماً که نباید جار زد یا توی بوق و کرنا کرد. نمونهxadاش همین شرکتxadهای باصطلاح خدماتی آب و برق و گاز و تلفن هستند که پیشتر هر چهار ماه یا دو ماه را یک دورة مصرف منظور میxadکردند و علاوه بر هزینة اصلی خدمات خود، ارقام متعدد و متنوعی را از مشتریان مطالبه میxadکردند. اینها تازگیها صورتحساب ماهانه برای مصرفxadکنندگان میxadفرستند و آن مبالغ کذایی را ماهانه دریافت میxadکنند. نمونة دیگرش برداشتن یک آقای پرستار از ریاست هیئت تنیس روی میز و نشاندن او پشت میز معاونت حقوقی فلان وزارتخانة اقتصادی است. یا این که یک کارشناس الهیات بشود رییس هیئت مدیرة فلان بانک یا مؤسسه تجاری و قس علی هذا. کافی است نیم نگاهی به دور و بر خودتان بیندازید و ببینید که کی کجاست؟ و چرا؟!».

ÕÕÕÕÕ

بنده عرض دیگری ندارم.

ÕÕÕÕÕ


[1] ـ چاپ شده در روزنامة اطلاعات شمارة 28359 ـ سه شنبه 15/1/1402 ـ ضمیمة ادب و هنر ـ ص 7

برچسب: نویسنده: نگار باقریان تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:47

صفحه بندی