خرید بک لینک

1 دل

شنیدم که عزم سفر کردهxadای

همه بستگان را خبر کردهxadای

به دنبال یک عمر رنج و تلاش

کمِ خود نهادن ز خرج و معاش

بر آنی رَوی سوی مُلک حجاز

بَری سوی معبود، دست نیاز

بگردی به گِرد گِل و سنگ و خاک

که گَردی از آلودگی پاکِ پاک

بت است آن که باید حضورش روند

هدایا و خلعت برایش برند

تو رنج سفر را چرا میxadکشی

کجا این تن خسته را میxadکشی

کجا میxadبری حاصل عمر را؟

به کام عربها، به نام خدا؟

عربها ستمها به ما کردهxadاند

دکان است اینها که وا کردهxadاند

فریب عربها کسی گر خورَد

بسی از عربها عربتر بوَد

همین جا اگر عرض حاجت کنی

خدا را توانی زیارت کنی

به دل هر که او را عبادت کند

خدایش به هر جا عنایت کند

بسا کس که رنج سفر را کشید

به حج رفت و چیزی در آنجا ندید

مزاری ندارد که مردم روند

بگریند و او را زیارت کنند

نماد دیانت، زیارت که نیست

زیارت، به سود و تجارت که نیست

خدایی که پنهان به سنگ و گل است

کجا آگه از راز اهل دل است؟!!

خدا را درون دل خود بجو

از او هر چه خواهی بکن آرزو

بیا ساعتی کنج خلوت گزین

خدا را درون دل خود ببین

خدایی که در هر دلی دیدنی است

به یک جا و یک قوم، محدود نیست

اگر خانة دل مصفا کنی

خدا را در آن خانه پیدا کنی

خدایی که از هر لحاظی غنی است

به هر جا و با هر زبان خواندنی است

خداناشناسان اگر بشنوند

صد البته تکفیرمان میxadکنند

مبادا شود بسته دکانشان

رَوَد بر فنا نام و عنوانشان

نداریم راهی بجز این که ما

شویم از خرافات و غفلت رها

شود روشن از معرفت جانمان

مصفا شود عقل و ایمانمان

خوش آن کس که با فهم و عقل و خرد

ره خود بسوی سعادت بَرد

تیر ماه 1398

برچسب: نویسنده: نگار باقریان تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1402 ساعت: 17:15

صفحه بندی